ناگفته هــای من
|
|
روزگار غریبیست دکتر جان ![]()
زندگینامه دکتر شریعتی : ۱۳۱۲: تولد ۳ آذر ماه
مجموعه آثار: - با مخاطبهاي آشنا سخن آخر : اي نسل اسير وطنم، تو ميداني كه من هرگز به خود نينديشيدم، تو ميداني و همه ميدانند كه من حياتم، هوايم، همه خواستههايم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادي تو بوده است. تو ميداني و همه ميدانند كه هرگز به خاطر سود خود گامي برنداشتهام، از ترس خلافت تشيعم را از ياد نبردهام. تو ميداني و همه ميدانند كه نه ترسويم نه سودجو! تو ميداني و همه ميدانند كه من سراپايم مملو از عشق به تو و آزادي تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو ميداني و همه ميدانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ايمان داشتن تو است. تو ميداني و همه ميدانند كه من خودم را فداي تو كرده ام و فداي تو ميكنم كه ايمانم تويي و عشقم تويي و اميدم تويي و معني حياتم تويي و جز تو زندگي برايم رنگ و بويي ندارد. طمعي ندارد. تو ميداني و همه ميدانند كه شكنجه ديدن به خاطر تو، زندان كشيدن براي تو و رنج كشيدن به پاي تو تنها لذت بزرگ من است. از شادي تو است كه من در دل ميخندم. از اميد رهايي توست كه برق اميد در چشمان خستهام ميدرخشد، و از خوشبختي تو است كه هواي پاك سعادت را در ريههايم احساس ميكنم. واسلام جمع آوري از كتاب : طرحي از يك زندگي زینب س
نوشته شده توسط صرفی | لینک ثابت |
خاطراتی از رجایی درسها و عبرتها ، در خاطراتي از شهيد رجايي
براي وزراء هفت هزار تومان حقوق ماهانه معين كردند در اولين جلسه هيئت دولت كه به رياست آقاي رجائي تشكيل شد ايشان بحثي را در مورد ميزان حقوق وزيران به ميان كشيد و پس از تبادل نظر تصميم نهايي خودش را بر مبناي پرداخت ماهيانه هفت هزار تومان حقوق به وزرا اعلام كرد كه اين مبلغ در سطح حقوق يك كارمند متوسط بود. دوستان چيزي نگفتند تا اينكه پس از گذشت چند ماه تدريجاً زمزمه هايي شروع شد كه اين حقوق كفاف زندگي وزرا را كه اكثراً عائله مند بودند و بايد از اين مبلغ اجاره منزل را هم بپردازند نمي كند ، اما به دليل حيائي كه از ايشان داشتند كسي چيزي نمي گفت . برخي از دوستان ترجيح دادند مسئله را به من منتقل كنند آنها مي گفتند حقيقتاً قضيه اينطوري است و نمي رسد. ادامه... نوشته شده توسط صرفی | لینک ثابت |
یادداشتی به رسم خداحافظی حالا دیگر آن مرد میرود...
همان مردی که در باران آمده بود و ما آمدنش را مشق کرده بودیم:
«آن مرد آمد ٬ آن مرد در باران آمد» صورتش خیس اما لبش خندان بود ، حتی رعد وبرق های هر ۹ روز یکبار هم نتوانست ناامیدش کند حتی در این ماه های آخر که بسیاری خواستند کوچکی خود را با نادیده گرفتن بزرگی او جبران کنند... در میان شهری عبوس که ابرهای به هم پیوسته و محافل گریه ٬ تنها نشانه های دینداری شمرده می شدند او از رته رسید و آنقدر از پیامبر و رسول مهربانی حرف زد تا همه باور کنند که چهره گشاده ٬ بهترین نشانه ایمان است و باور کنند که با شادی نیز می توان به خدا رسید و به یاد بیاورند آن سخن پیامبر رحمت را که "المومن بشره فی وجه وحزنه فی قلبیه" « مومن آن است که شادی در صورتش آشکار باشد و غمگینی در سینه اش پنهان» ... و آن مرد خود نیز چنین بود. از آن روز بارانی هشت سال می گذرد٬ باران مدتهاست که نباریده اما صورت مرد ٬ هنوز خیس است به خاطر قدم های امید واری که در جاده های صعب العبور این سال ها خسته و شکسته شدند ٬ برای گلهای نو شکفته ای که در ضرب و شتم خوارج پژمردند٬ برای یوسفانی که به تاوان حسادت ها به چاه رفتند ٬ برای بنیاد های عمیق واستواری که ناشناخته ماندند و نادیده گرفته شدند ٬برای آب و آبروی ذخیره شده ای که در برابر چشم جهانیان بر زمین ریخت ٬ برای دعوت پیامبرانه ای که مجهور جهل ابوجهل ها شد ٬ برای عذر خواهی از گناهان نا کرده ای که به پای او نوشته شد... این هشت سال گذشت اما مانند همان هشت سال مقاومت و ایثار وشهادت که تلخی هایش رفت و عزت سربلندی اش ماند . این دوره نیز می رود و خاطره صداقت و غربت آن چشمهای خیس می ماند و فرزندان ما در روزگاری بهتر ٬ باز هم خواهند نوشت: « آن مرد آمد ، آن مرد در باران آمد»
نوشته شده توسط صرفی | لینک ثابت |
معرفی روستای عبديا
بسم الله الرحمن الرحيم معرفی خطه ی عبديا عبديا خطه ای در کوير عبديا روستايی ست در جنوب شهرستان دامغان تاريخچه: يکی از شاهان هخامنشيان چندين پسر داشت که به هر يک از پسرانش سرزمينی را داده بودکه نام قديمی اين روستا نيزنام يکی از پسران اين شاه هخامنشی است به نامابکيان که نام اين روستا نيز به همين اسم بوده است چندين سال بعد نام آن را عوض کردند و عديا گذاشتند اما چندين سال بعد دوباره نام آن را به علت مشکل بودن تلفظ آن تغيير دادند و نام آن را عبديای امروزی گذاشتند. تعداد چاه های کشاورزی عبديا خود روستا به تنهايی دارای دو حلقه چاه می باشد که بيشتر کشت اين دو چاه پسته گندم ـ جو و ديم ( که شامل خربزه هندوانه خيار و...)می باشد. در اطراف اين روستا نيزچاه های ديگری وجود دارد که وابسته به همين روستا هستند به وجود آمده است که تعداد اين چاه ها به بيش از ۸ چاه می رسد. شغل مردم اين روستا کشاورزی و دامداری است. از امکانات اين روستا : ۱ـداشتن شبکه ی لوله کشی آب آشاميدنی است. ۲ـ داشتن برق. ۳ـ داشتن مخابرات و ... است.
نوشته شده توسط صرفی | لینک ثابت |
لينك باكس عبدیا
|
About
![]() Google Searcher
آب و هوای تهران
|
Copyright © 2004-2006 - Designer: Sarfi Network >Mohammad Reza Sarfi